Advertising Enquiries

جنبش زبان بنگالی

Wikipedia open wikipedia design.

تاریخ بنگلادش
Map of Bangladesh
نشان درگاه درگاه بنگلادش

جنبش زبان بنگالی (بنگالی: ভাষা আন্দোলন‎ تلفظ: Bhasha Andolôn/بهاشا آندولُن) جنبشی سیاسی در سرزمین پیشین بنگال شرقی بود (که سپس در ۱۹۵۶ به پاکستان شرقی و در ۱۹۷۱ به بنگلادش تغییر نام داد)، این جنبش در قلمرو پاکستان، خواستار به رسمیت شناخته شدن زبان بنگالی به عنوان یک زبان رسمی بود. همچنین جنبش به دنبال اجازه برای استفاده از این زبان در امور حکومتی، آموزشی، رسانه‌ای و ضرب ارز و چاپ تمبر با این زبان بود و در راستای رسمیت یافتن خط بنگالی هم تلاش می‌کرد.

در پی تقسیم هندوستان در سال ۱۹۴۷ میلادی، قلمرو پاکستان ایجاد شد که شامل دو ناحیهٔ ناهمگن از لحاظ نژادی و زبانی بود و این دو منطقه حتی از نظر جغرافیایی از یکدیگر جدا بودند. در بنگال شرقی بیشتر قریب به اتفاق جمعیت، مردم بنگال بودند. در سال ۱۹۴۸، حکومت مرکزی پاکستان اعلام کرد که زبان اردو تنها زبان رسمی این کشور خواهد بود و این اتفاق جرقه‌های اعتراضاتی گسترده‌ای را در میان شمار بیشتر بنگلادشی ناحیهٔ بنگال شرقی رقم زد.

دولت در مواجهه با افزایش تنش‌های فرقه‌ای و نارضایتی گسترده از قانون جدید، جلسات و تجمعات عمومی را غیرقانونی شمرد؛ سپس دانشجویان دانشگاه داکا و سایر فعالان سیاسی مخالف با این قانون، در روز ۲۱ فوریه ۱۹۵۲ اعتراضی ترتیب دادند. این جنبش زمانی به اوج خود رسید که پلیس در روز مذکور چندتن از دانشجویان تظاهرکننده را به قتل رساند. این رخداد ناآرامی‌های گستردهٔ مدنی را برانگیخت. پس از سال‌ها درگیری، دولت مرکزی در سال ۱۹۵۶ حاضر به تغییر رویه شد و به زبان بنگالی رسمیت بخشید.

جنبش زبان مدعی هویت ملی بنگالی، در بنگال شرقی و سپس پاکستان شرقی شد و مقدم بر جنبش‌های ناسیونالیستی بنگالی، از جمله جنبش ۶-پوینت و متعاقباً جنگ آزادسازی بنگلادش و قانون اجرای زبان بنگالی، ۱۹۸۷ در بنگلادش است. همچنین روز ۲۱ فوریه در این کشور به عنوان روز جنبش زبان، یک تعطیلی ملی لحاظ شده‌است. بنای یادبود شهید منار در جوار دانشکدهٔ پزشکی داکا برای یادآوری این جنبش و قربانیان آن ساخته شده‌است. در سال ۱۹۹۹ نیز یونسکو ۲۱ فوریه را، برای ادای احترام نسبت به جنبش‌های زبان و حقوق قومی و زبانی مردم سراسر جهان، به عنوان روز جهانی زبان مادری اعلام کرد.[۱]

پیش زمینه‌ها[ویرایش]

در زمان استعمار بریتانیایی‌ها، دو کشور امروزی پاکستان و بنگلادش جزئی از هندوستان بودند. از اواسط قرن نوزدهم میلادی، زبان اردو توسط سیاستمداران و علمای مذهبی همچون خواجه سلیم الله، سر سید احمد خان، نواب وقارالملک و مولوی عبدالحق، به عنوان زبان میانجی در میان مسلمانان هند تبلیغ می‌شد.[۲][۳] اردو یک زبان هندو آریایی از شاخهٔ زبان‌های هندو ایرانی است و با خانوادهٔ زبانی هندو-اروپایی مرتبط است. این زبان به واسطهٔ فارسی، عربی و ترکی گسترش یافت و تحت تأثیر اپبرمشهها (واپسین وهلهٔ تطور زبانی هندوآریایی‌ها در پالی-پراکریت[۴] در جنوب آسیا رشد کرد؛ این تحولات همگام با عهد حکمرانی پادشاهی دهلی و امپراطوری مغولی گورکانی رخ داده‌است.[۵] این زبان با خط عربی-فارسی، توانست برای مسلمانان هندوستان تبدیل به یک مولفهٔ فرهنگی شود؛ در حالی که زبان هندی و خط دیواناگری به عنوان نمودهای فرهنگ هندو شناخته می‌شدند.[۲]

در حالی که میان مسلمانان شمال هند، زبان اردو در حال گسترش بود، در میان مسلمانان بنگال (استانی شرقی در مستعمرهٔ هند بریتانیا) غالباً از زبان بنگالی استفاده می‌شد. بنگالی یک زبان هندو-آریایی شرقی بود که در دستهٔ زبان‌های هندی میانه از حدود سال‌های ۱۰۰۰ میلادی به وجود آمد[۶] این زبان در دورهٔ رنسانس بنگال گسترش یافت. در اواخر قرن نوزدهم، فعالان اجتماعی همچون فمینیست مسلمان، رقیه سخوت حسین، تلاش کردند تا به این زبان بنویسند و با گسترش آن در میان مردم، ادبیاتی مدرن پدیدآورند. حمایت از بنگالی در برابر اردو حتی پیش از چندپارگی هند آغاز شد، چنان‌که نمایندگان بنگال در اجلاس سال ۱۹۳۷ مسلم لیگ، در شهر لکهنو، زبان اردو را به عنوان زبان میانجی مسلمانان هند نپذیرفتند. مسلم لیگ حزبی سیاسی در هند بریتانیا بود که تلاش داشت نواحی مسلمان‌نشین هندوستان را تحت لوای پاکستان مستقل سازد.[۷]

مراحل آغازین جنبش[ویرایش]

مناطق استعماری بریتانیا در شبه قاره هند در سال ۱۹۴۷ و ۱۹۴۸ مستقل شده و چهار قلمرو مشترک‌المنافع را تشکیل دادند: قلمرو هند، اتحاد برمه (میانمار امروزی)، سیلان (سریلانکای امروزی) و قلمرو پاکستان (شامل بنگال شرقی، از ۱۹۵۶ پاکستان شرقی، ۱۹۷۱-تاکنون بنگلادش).

پس از چندپارگی هندوستان در سال ۱۹۴۷، مردم بنگالی‌زبان در بنگال شرقی، که در نواحی برون‌بوم شرق قلمرو پاکستان جای داشتند، ۴۴ میلیون نفر از جمعیت ۶۹ میلیونی کشور را شامل می‌شدند.[۸] لیکن در زمان حکومت قلمرو پاکستان، دولت، خدمات شهری و ارتش، همگی تحت سلطهٔ افرادی بود که اهل مناطق غربی پاکستان بودند.[۹] در نوامبر ۱۹۴۷ یک قطعنامهٔ کلیدی در نشست ملی آموزش در کراچی از اردو و انگلیسی به عنوان تنها زبان‌های رسمی کشور حمایت کرد.[۱۰] بلافاصله مخالفت‌ها و اعتراضات آغاز شد. دانشجویان شهر داکا تحت رهبری ابوالکاشم، دبیر سازمان فرهنگی اسلامی بنگالی مجلس تمدن، دست به تجمع زدند. این تجمع تصریح داشت که زبان بنگالی از زبان‌های رسمی قلمرو پاکستان است و بایستی در امر آموزش در بنگال شرقی، مورد استفاده قرار می‌گیرد.[۱۱] با این حال، کمیسیون خدمات عمومی پاکستان اقدام به حذف زبان بنگالی از موضوعات مصوب کرد و همچنین نوشته‌های بنگالی روی پول و تمبر را حذف کرد. وزیر آموزش مرکزی، فضل الرحمان به‌طور گسترده‌ای آماده‌سازی‌هایی انجام داد تا اردو را به عنوان تنها زبان ملی قلمرو پاکستان مطرح کنند.[۱۲] خشم عمومی گسترش یافت و بسیاری از دانشجویان بنگالی در پردیس دانشگاه داکا ملاقات کردند و در ۸ دسامبر ۱۹۴۷ رسماً خواستار آن شدند که بنگالی، زبان رسمی شود. برای احقاق این خواسته تجمعات و اعتراضاتی را نیز ترتیب دادند.[۸]

محققان برجستهٔ بنگالی استدلال می‌کردند «چرا اردو نباید تنها زبان دولتی باشد؟» نویسنده ابوالمنصور احمد گفت اگر اردو به زبان دولت تبدیل شود، تحصیل کردگان جامعه بنگال شرقی (که با زبان آموزشی بنگالی رشد کردند)، از منظر دولت «بی‌سواد» و «غیرمجاز» می‌شوند.[۱۳] نخستین کمیته عملی زبان ملی [یادداشت‌ها ۱]، اواخر دسامبر ۱۹۴۷، جهت حمایت از بنگالی، به عنوان یک زبان رسمی، تشکیل شد. پروفسور نورالحق بهوئیان از مجلس تمدن، این کمیته را تشکیل داد.[۸][۱۴] سپس، نمایندهٔ پارلمان، شمس الحق، کمیته‌ای برای فشار آوردن به حکومت، برای رسمیت بنگالی تأسیس کرد. یکی از اعضای مجمع، به نام دیراندرانات داتا، پیشنهاد داد که اعضا بتوانند از زبان بنگالی در مجلس مؤسسان پاکستان استفاده کنند و استفاده از آن برای مقاصد سیاسی مجاز شمرده شود.[۸] پیشنهاد داتا مورد استقبال قانونگذاران پرم هاری بورمن، بهوپندرا کومار داتا و سریس چاندرا چاتوپادهایایا از بنگال، و به تبع مردم بنگال شرقی قرار گرفت.[۸] نخست‌وزیر وقت، لیاقت علی خان، و مسلم لیگ این پیشنهاد را تلاشی برای تفرقه‌افکنی دانستند و طرح با شکست مواجه شد.[۸][۱۵]

آشوب ۱۹۴۸[ویرایش]

محمدعلی جناح در ۲۱ مارس ۱۹۴۸ در یک سخنرانی عمومی گفت «زبان رسمی پاکستان اردو خواهد بود، نه هیچ زبان دیگری»[۱۶]

دانشجویان دانشگاه داکا و دیگر مراکز دانشگاهی شهر، در روز ۱۱ مارس ۱۹۴۸ در اعتراض به عدم استفاده از بنگالی در مکالمات رسمی، تمبرها و سکه‌ها و امتحان سربازگیری نیروی دریایی، اعتصاب کردند. جنبش مجدداً تصریح داشت که خواستار رسمیت یافتن شفافانهٔ زبان بنگالی در قلمرو پاکستان است. رهبران سیاسی مانند عبدالحق، شوکت علی، سراج الاسلام، قاضی غلام محبوب، الی احد، عبدالواحد و غیره از اجتماع ممانعت کردند. رهبر این تجمع محمد طاها بود، که حین تجمع قصد داشت تفنگ یکی از نیروهای پلیس را بگیرد و با واکنش فرد مذکور، راهی بیمارستان شد. رهبران دانشجویان مانند عبدالمتین و عبدالمالک اوکیل در این حرکت دسته‌جمعی نقش داشتند.[۸]

پس از ظهر روز ۱۱ مارس، جلسه‌ای برای اعتراض به خشونت پلیس و دستگیری عده‌ای از دانشجویان، برگزار شد. گروهی از دانشجویان یک راهپیمایی دیگر به سوی منزل وزیر خواجه ناظم‌الدین ترتیب دادند، که مقابل دیوان عالی داکا متوقف شد. پس از آن جمعیت مسیر خود را به سوی ساختمان دبیرخانه تغییر داد. پلیس به تجمع حمله برده و موجب مصدومیت عده‌ای از دانشجویان و رهبرانشان، من‌جمله ابوالقاسم فضل الحق، شد.[۱۷] راهپیمایی تا چهار روز ادامه یافت تا این‌که وزیر ناظم‌الدین حاضر شد موافقتنامه‌ای با رهبران مخالفان امضا کند، ولیکن در این موافقتنامه خبری از رسمیت یافتن زبان بنگالی در میان نبود.[۸]

در پی وخیم شدن نارضایتی‌ها، فرماندار کل پاکستان، محمدعلی جناح، در روز ۱۹ مارس ۱۹۴۸ وارد داکا شد. در ۲۱ مارس در برابر حضاری که در یک ورزشگاه اسبدوانی جمع شده بودند، او ادعا کرد که موضوع زبان طراحی «ستون پنجم» است تا موجب تفرقه میان مسلمانان پاکستانی گردد.[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱] جناح تأکید کرد «اردو و فقط اردو» نشان و جوهرهٔ ملل مسلمان است و می‌تواند زبان ملی کشور باشد.[۸][۲۰][۲۲][۲۳] او به مخالفانش دیدگاه خود برچسب «دشمنان پاکستان» زد. جناح سپس در ۲۴ مارس، سخنرانی مشابهی در محوطهٔ پردیس دانشگاه داکا ایراد کرد.[۹] در هر دو سخنرانی صحبت‌های جناح گاه توسط صداهای مخالف قطع می‌شد. او سپس کمیتهٔ عملی زبان ملی را فراخواند و توافقنامهٔ امضا شده توسط خواجه ناظم‌الدین را منقضی اعلام کرد.[۱۷] جناح پیش از ترک داکا، در ۲۸ مارس، در مصاحبه‌ای رادیویی سیاست «فقط اردو» را تکرار کرد.[۲۴]

کمی سپس، کمیتهٔ زبان بنگال شرقی به ریاست مولانا اکرم خان تشکیل شد تا از مشکلات موجود گزارشی تهیه نماید.[۲۵] این کمیته گزارش خود را در تاریخ ۹ دسامبر ۱۹۵۰ تکمیل نمود. حکومت پیشنهاد داد که زین پس بنگالی را با الفبای عربی بنویسند تا بدین طریق اختلافات زبانی حل گردد.[۲۶]

وقایع سال ۱۹۵۲[ویرایش]

راهپیمایی معترضان در ۴ فوریهٔ ۱۹۵۲، خیابان نواب‌پور داکا
راهپیمایی معترضان در ۲۱ فوریهٔ ۱۹۵۲، داکا

با جانشینی خواجه ناظم‌الدین به جای جناح در پست فرمانداری کل، بحث‌ها بر سر بنگالی-اردو ادامه یافت و ناظم‌الدین در سخنرانی ۲۷ ژانویهٔ ۱۹۵۲، از سیاست «فقط اردو» حمایت کرد.[۱۷] در ۳۱ ژانویه کمیته عملی زبان مرکزی همه احزاب،[یادداشت‌ها ۲] به ریاست مولانا بهشانی در کتابخانهٔ محوطهٔ دانشگاه داکا برگزار شد.[۸][۲۷] پیشنهاد دولت مرکزی برای نوشتن زبان بنگالی با خط عربی در این جلسه با مخالفت شدید روبرو شد. کمیتهٔ عملی خواهان برپایی اعتراضات عمومی در ۲۱ فوریه شد، که شامل راهپیمایی و اعتصاب بود.[۱۷] در تلاش برای جلوگیری از تظاهرات، حکومت در داکا وضعیت بخش ۱۴۴ اعلام کرد تا هرگونه تجمع و اعتراضات ممنوع گردد.[۸]

۲۱ فوریه[ویرایش]

در ساعت ۹ صبح، دانشجویان دانشگاه داکا، با اطلاع از ابلاغ وضعیت بخش ۱۴۴، تصمیم به تجمع گرفتند. نایب رئیس دانشگاه و چند تن دیگر از کارکنان نیز در میان نیروهای پلیس مسلحی بودند که پردیس دانشگاه را محاصره کرده بود. ساعت یازده و ربع، دانشجویان نزدیک ورودی دانشگاه تجمع نموده و سعی کردند خط محاصرهٔ پلیس را بشکنند. نیروی پلیس برای اخطار به دانشجویان، اقدام به شلیک گاز اشک‌آور به سمت در ورودی کرد.[۸] بخشی از دانشجویان به سوی دانشکدهٔ پزشکی گریختند و عده‌ای دیگر جلوی در ورودی، مقابل پلیس‌ها صف کشیدند. نایب رئیس دانشگاه از پلیس تقاضا کرد شلیک نکنند و به دانشجویان دستور داد محوطه را ترک کنند. با این حال پلیس چندین دانشجو را به اتهام نقض بخش ۱۴۴، هنگام تلاش برای ترک محوطه، دستگیر کرد. دانشجویان خشمگین از این واقعه، به نزدیکی مجلس مقننه بنگال شرقی رفته و خواهان‌ مقاومت نمایندگان مجلس شدند. وقتی که تعدادی از دانشجویان برای ورود به ساختمان هجوم می‌آوردند، پلیس آتش گشود و تعدادی را کشت که شامل عبدالسلام، رفیق الدین احمد، صوفی الرحمان، ابو البرکت و عبدالجبار بودند.[۸][۲۸] خبر کشته شدن دانشجویان در شهر پیچید و در نتیجه مغازه‌ها، ادارات و حمل و نقل عمومی دست به اعتصاب زدند.[۲۲] در مجلس، شش نماینده، من‌جمله مانورانجان دهار، بوشونتوکومار داس، شمس‌الدین احمد و دیرندرانات داتا درخواست کردند که نخست‌وزیر نورالامین از مجروحین در بیمارستان عیادت کند و فردا صبح عزای عمومی اعلام شود.[۲۹] این پیشنهاد توسط برخی از دیگر نمایندگان، مانند مولانا عبدالرشید ترکاباشیش، شرف‌الدین احمد، شمس‌الدین احمد خوندکار و مسیح‌الدین احمد، حمایت شد.[۲۹] لیکن نخست‌وزیر نورالامین با آن مخالفت کرد.[۸][۲۹]

۲۲ فوریه[ویرایش]

اعتراضات به دیگر شهرهای استان نیز کشیده شد و مردم اجرای بخش ۱۴۴ و اقدامات پلیس را محکوم کردند.[۱۷] بیش از ۳۰٬۰۰۰ نفر از مردم در سالن پردیس دانشگاه گرد هم آمدند. با ادامهٔ اعتراضات، واکنش پلیس منجر به مرگ چهار تن دیگر نیز شد. رخدادها موجب شد کارمندان و فروشندگان و سایر سازمان‌های مختلف همچون دانشکده‌ها، بانک‌ها و ایستگاه رادیو به اعتصاب بپیوندند و سر کار حاضر نشوند.[۲۲] معترضان دفتر دو روزنامهٔ حامی حکومت، جوبیله پرس و اخبار صبح، را به آتش کشیدند.[۳۰] پلیس هم به حاضرین در مراسم تشییع جنازه، که از خیابان نواب‌پور می‌گذشتند، شلیک کرد. تیراندازی موجب کشته شدن چندین تن شد که شامل صوفی الرحمان و پسر بچه‌ای ۹ ساله، به نام احی‌الله، شد.[۸][۳۱]

ادامهٔ ناآرامی‌ها[ویرایش]

راهپیمایی ۲۲ فوریه، پس از مراسم جنازه در دانشکده پزشکی داکا

تمام ساعات شب ۲۳ فوریه، دانشجویان دانشکدهٔ پزشکی مشغول کار بر روی ساخت جایگاه شهید [یادداشت‌ها ۳] بودند. بنا در بامداد ۲۴ فوریه با دست‌نوشته‌ای با عبارت "Shaheed Smritistombho"، به‌ معنای جایگاه شهيد، تکمیل شد.[۳۲] ماحصل کار با حضور پدر یکی از فعالان کشته شده رونمایی شد، ولی در ۲۶ فوریه به دست پلیس تخریب گشت.[۳۳] در ۲۵ فوریه، کارگران صنعتی شهرستان ناراین‌گنج به اعتصاب عمومی پیوستند.[۳۴] یکی از معترضان در ۲۹ فوریه با ضرب و شتم مأموران پلیس روبرو شد.[۳۵]

حکومت اخبار و گزارش‌ها را سانسور کرد و آمار خلاف واقع تلفات تظاهرکنندگان را به رسانه‌ها تحمیل نمود. بسیاری از رسانه‌های حامی حکومت هندوها و کمونیست‌ها را عامل شورش و نارضایتی دانشجویان عنوان کردند.[۳۶] اقوام ابوالبرکت و رفیق‌الدین احمد سعی کردند پلیس را به قتل محکوم کنند ولی ناکام ماندند. در ۸ آوریل گزارش حکومت از رخدادها، به گونه‌ای بود که هرگونه توجیه دقیق برای شلیک پلیس به دانشجویان قابل اثبات نبود.[۳۷]

واکنش‌ها در پاکستان غربی[ویرایش]

اگرچه جنبش زبانی موجب ایجاد ناسیونالیسم قومی در میان بسیاری از مردم بنگال شرقی و سپس پاکستان شرقی شد، از سویی موجب دشمنی میان صاحب منصبان دو بال پاکستان گشت.[۳][۲۰][۳۸] در بال غربی قلمرو پاکستان، این جنبش به شکل یک قیام مقطعی علیه منافع ملی پاکستانیان در نظر گرفته می‌شد.[۳۹] نپذیرفتن سیاست «فقط اردو» به عنوان سرپیچی از فرهنگ اسلامی-فارسی مسلمانان و ایدئولوژی بنیادین پاکستان، نظریه دو ملت دیده می‌شد.[۳] برخی سیاستمداران با نفوذ بال غربی پاکستان، اردو را به منزلهٔ دستاورد فرهنگ اسلامی هندوستان می‌دانستند، ولی به بنگالی به دید فرهنگ بنگال «هندوگراییده» می‌نگریستند.[۹] بسیاری از حامیان اردو معتقد بودند که تنها یک زبان که بومی پاکستان نباشد، می‌تواند به عنوان زبان ملی شناخته گردد. این طرز تفکر مخالفت‌هایی را در بال غربی پاکستان نیز برانگیخته بود؛ زیرا در آن ناحیه هم گونه‌های زبانی متنوعی وجود داشتند.[۹] در سال ۱۹۶۷، ایوب خان، دیکتاتور نظامی، گفت: «بنگال شرقی … همچنان تحت تأثیر و نفوذ فرهنگ هندو است.»[۹]

پس از ۱۹۵۲[ویرایش]

بنای شهید منار که توسط اقوام ابوالبرکت در داکا تأسیس شد

کمیتهٔ عملی زبان مرکزی همه احزاب، با حمایت عوامی لیگ بنگلادش، تصمیم گرفت مراسم یادمان شهدای ۲۱ فوریه [یادداشت‌ها ۴] را برگزار کند. در نخستین سالگرد کشته‌شدگان، مردم در سراسر بنگال شرقی سیاه به تن کردند. قالب ادارات، مراکز آموزشی و بانک‌ها به این خاطر بسته بودند. گروه‌های دانشجویی با دانشکده و ادارهٔ پلیس موافقت کردند که مطابق قانون رفتار کنند. بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر در تجمع عمومی داکا شرکت کردند. این گردهمایی با فراخوان رهبران اجتماع و برای آزادی فوری زندانیان سیاسی من‌جمله مولانا بهشانی، ترتیب داده شده بود.[۸] از سویی، سیاستمداران پاکستان غربی مثل فضل‌الرحمان با اذعان این که هر کس خواهان رسمیت بنگالی باشد، «دشمن ملت است»، موجب خشم معترضین محلی شدند. دانشجویان و شهروندان بنگال از ممنوعیت برگزاری سالگرد معترضان سرپیچی کردند. شب ۲۱ فوریهٔ ۱۹۵۴ در محوطهٔ دانشگاه داکا تظاهرات با اهتزاز پرچم‌های سیاه آغاز شد.[۴۰]

جبههٔ متحد در ۱۹۵۴[ویرایش]

سیاستمداران مخالف در انتخابات مجلس سال ۱۹۵۴ قدرت یافتند. حزب حاکم مسلم لیگ، اپوزسیون جبههٔ متحد که —به رهبری ابوالقاسم فضل الحق و عوامی لیگ— خواستار خودمختاری بیشتر برای پاکستان شرقی بود، را تقبیح نمود؛ فلذا چندین تن از فعالان و رهبران جبههٔ متحد دستگیر شدند.[۴۱] در یک جلسهٔ پارلمانی مسلم لیگ، به ریاست نخست‌وزیر، محمد علی بوگرا، بالاخره به درخواست رسمیت زبان بنگالی رسیدگی شد. این مسئله موج بزرگی از مخالفان که دارای زبان‌های بومی مختلفی بودند، را برانگیخت. حامیان اردو مانند مولوی عبدالحق هرگونه اعطای وضعیت رسمی به بنگالی را محکوم می‌کردند. او به شخصه ۱۰۰٬۰۰۰ تن از مخالفان تصمیم مسلم لیگ را گرد هم آورد.[۴۲][نیازمند یادکرد دقیق][۴۳] در نتیجه، طرح با شکست مواجه شد و جبههٔ متحد در مجلس مقننه پیروزی قاطعی به دست آورد؛ که این حاکی از افول بی‌سابقه و تاریخی آرای مسلم لیگ در مجلس داشت.[۲۲][۴۳] وزارت جبههٔ متحد دستور تأسیس آکادمی بنگلا را برای ترویج، گسترش و حفظ زبان، ادبیات و میراث بنگالی صادر کرد.[۴۴] با این حال، قدرت‌گیری جبههٔ متحد موقتی بود، چنان‌که فرماندار کل وقت، غلام محمد، دولت را ملغا نموده و از ۳۰ مه ۱۹۵۴ حکومت را رأساً به دست گرفت.[۴۱] جبههٔ متحد پس از پایان کار رژیم این فرماندار، در ۶ ژوئن ۱۹۵۵، مجدداً وزارت را تشکیل نمود. با این وجود عوامی لیگ در این کامیانه سهیم نشد.[۴۵]

با به قدرت رسیدن جبههٔ متحد، مراسم سالگرد ۲۱ فوریهٔ ۱۹۵۶ برای نخستین بار در فضایی آرام برگزار شد. دولت از پروژهٔ بزرگی برای ساخت بنای شهید منار جدید، حمایت نمود. نشست مجلس مؤسسان، جهت ابراز همدردی با خانوادهٔ دانشجویان مقتول توسط پلیس، به مدت پنج دقیقه سکوت نمود. تظاهرات گسترده‌ای توسط رهبران بنگال تدارک دیده شد و تمامی کسب و کارها و ادارات عمومی نیز بسته شدند.[۴۵][۴۶]

وضعیت رسمیت زبان در قانون اساسی[ویرایش]

در ۷ مه ۱۹۵۴، مجلس مؤسسان با پشتیبانی عامی لیگ به زبان بنگالی وضعیت رسمی بخشید.[۴۳] زمانی که قانون اساسی پاکستان در ۲۹ فوریهٔ ۱۹۵۶ تصویب شد، بنگالی در کنار اردو، مطابق سند ۲۱۴(۱)، به عنوان زبان‌های رسمی اعلام شدند.[۴۵]

با این وجود در حکومت نظامی ایوب خان مجدداً اردو تنها زبان ملی کشور معرفی شد. در ۶ ژانویهٔ ۱۹۵۹، دولت نظامی از تک‌زبانی منصرف شده و مجدداً مطابق قانون اساسی ۱۹۵۶، هر دو زبان را رسمی دانست.[۴۷]

آسام[ویرایش]

خارج از مرزهای بنگال شرقی، جنبش برابری زبانی بنگال‌ها در ایالت آسام هند هم طرفدارانی یافت. در ۱۹ مه ۱۹۶۱، ۱۱ بنگالی معترض که خواهان رسمیت یافتن زبان خود بودند، با شلیک گلولهٔ پلیس در ایستگاه راه‌آهن سیلچار آسام کشته شدند. سپس زبان بنگالی یکی از زبان‌های رسمی سه ناحیهٔ آسام، که بنگال‌ها دارای شمار بیشتر جمعیت آنجا بودند، شد.[۴۸]

استقلال بنگلادش[ویرایش]

دومین شهید منار در ۱۹۶۳ ساخته شد.

گرچه خواستهٔ رسمیت یافتن زبان در ۱۹۵۶ حل شد، حکومت نظامی ایوب‌خان منافع پاکستان غربی را بر پاکستان شرقی ترجیح می‌داد. علی‌رغم این‌که مردم پاکستان شرقی داری شمار بیشتر جمعیت کشور بودند، در مسائلی همچون خدمات مدنی، نظامی، تأمین بودجه و دیگر کمک‌های دولتی، در اقلیت قرار داشتند. این مهمترین خواسته از حکومت نمایندگان در دولت تازه بود. عوامی لیگ اصلی‌ترین خواسته‌اش از حکومت را به وجود آوردن تعادل در اقتصاد ناحیه‌ها و از میان بردن اختلاف میزان رشد در مناطق عنوان می‌کرد،[۲۰] که در قالب جنبش ۶-پوینت، برای خودمختاری استانی بیشتر، بروز یافت. یکی دیگر از خواسته‌های جنبش مذکور تغییر نام پاکستان شرقی به «بنگلادش» (سرزمین/کشور بنگال) بود، که متعاقباً جنگ استقلال را در پی داشت.[۳][۹]

میراث[ویرایش]

بنگلادش[ویرایش]

شهید منار یا یادمان شهدا، در نزدیکی دانشکده پزشکی داکا.

جنبش زبان تأثیرات شگرفی بر فرهنگ مردم بنگلادش گذاشته‌است. جنبش روح تازه ای بر گسترش و ترویج زبان، ادبیات و فرهنگ بنگالی دمید. ۲۱ فوریه، به عنوان روز شهید [یادداشت‌ها ۵] یک تعطیلی ملی بزرگ شده. نمایشگاه ماهانه ای به نام نمایشگاه کتاب اکوشی [یادداشت‌ها ۶] هر ساله به یاد این جنبش برگزار می‌شود. اکوشی پاداک [یادداشت‌ها ۷]، یکی از بالاترین نشان‌های شهروندی بنگلادش، سالانه به یاد قربانیان جنبش اهدا می‌گردد.[۴۹] ترانه‌ای از عبدالغفار چودهاری به نام اکوشر گان[یادداشت‌ها ۸]که توسط شهید الطاف محمود تنظیم شد، و همچنین نمایشنامه‌ها، آثار هنری و اشعار، نقش بسزایی در تحریک احساسات عمومی در طول جنبش داشتند.[۵۰] از همان فوریهٔ ۱۹۵۲، شعرها، ترانه‌ها، رمان‌ها، نمایشنامه‌ها، فیلم‌ها، کارتون‌ها و نقاشی‌هایی، از نقطه نظرهای گوناگون به این جنبش پرداختند. از معروفترین آثار مذکور می‌توان به اشعار بُرُنمالا، عمر دوخینی برونمالا و فوریهٔ ۱۹۶۹ سرودهٔ شمس الرحمان، فیلم سینمایی برگرفته از زندگی [یادداشت‌ها ۹] ساختهٔ ظاهر ریحان، نمایشنامهٔ کوبور ساختهٔ مونیر چودهاری و رمان اکوشی فوریه اثر ریحان و آرتوناد از شوکت عثمان اشاره کرد.[۵۱]

دو سال پس از تخریب اولین بنای یادبود، یک شهید منار (یادمان شهدا) جدید، برای یادبود دانشجویان کشته شده، در سال ۱۹۵۴ احداث شد. کار ساخت این بنای بزرگ با معماری حمیدالرحمان در سال ۱۹۵۷ با حمایت وزارت جبههٔ متحد آغاز شد. مدل حمیدالرحمان شامل مجموعه ای بزرگ در محوطهٔ دانشکدهٔ پزشکی داکا بود. طراحی شامل یک ستون نیم دایره بود که نمادی از مادر و فرزند شهیدش است که در میانهٔ تصویر جای دارد. اگرچه قانون مالیات ۱۹۵۸ کار ساخت بنا را با مشکل مواجه کرد، ساختمان مذکور در ۲۱ فوریهٔ ۱۹۶۳ توسط مادر ابوالبرکت، حسنه بیگم، تکمیل و افتتاح شد. نیروهای نظامی پاکستان در زمان جنگ آزادی‌بخش بنگلادش در سال۱۹۷۱ بار دیگر بنای یادبود را ویران کردند ولی مجدداً در سال ۱۹۷۳ دولت بنگلادش آن را بازسازی نمود.[۵۲] اکوشی تلویزیون [یادداشت‌ها ۱۰] نیز یکمین تلویزیون خصوصی بنگلادش بود که به احترام این جنبش نامگذاری شد.

هند[ویرایش]

ایالات بنگال غربی و تریپورا در هند هم روز مذکور را به تکریم قربانیان گمنام می‌گذرانند. علاوه بر این، همهٔ مردمان بنگالی در هند و این سوی مرزها، این روز را به یاد کشته‌های زبان اول گرامی می‌دارند.

در ایستگاه قطار سیلچار تصاویر و یادمانی از ۱۱ دانشجوی مقتول قرار داده شده و به آنجا ایستگاه قطار بهاشا شهید می‌گویند.

در جهان[ویرایش]

بنگلادش رسماً به یونسکو پیشنهاد داد ۲۱ فوریه به عنوان روز جهانی زبان مادری ثبت گردد. در تاریخ ۱۷ نوامبر ۱۹۹۹ و در ۳۰مین اجلاس عمومی یونسکو، این پیشنهاد به اتفاق آرا مورد موافقت قرار گرفت.[۵۳]

نگارخانه[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. Rastrabhasa Sangram Parishad
  2. Shorbodolio Kendrio Rashtrobhasha Kormi Porishod
  3. Shaheed Smritistombho
  4. Shohid Dibosh
  5. Shohid Dibosh
  6. Ekushey Book Fair
  7. Ekushey Padak
  8. Ekusher Gaan
  9. Jibon Theke Neya
  10. Ekushey Television
  11. Moder Gorob
  12. Bhasha Smritistambha

پانویس[ویرایش]

  1. Glassie, Henry and Mahmud, Feroz.2008.Living Traditions. Cultural Survey of Bangladesh Series-II. Asiatic Society of Bangladesh. Dhaka. International Mother Language Day
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Upadhyay, R (1 May 2003). "Urdu Controversy – is dividing the nation further". Papers. South Asia Analysis Group. Retrieved 2008-02-20.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ Rahman, Tariq (1997). "The Medium of Instruction Controversy in Pakistan". Journal of Multilingual and Multicultural Development. 18 (2): 145–154. doi:10.1080/01434639708666310. ISSN 0143-4632.
  4. Halder, Shashwati (2012). "Apabhrangsha". In Islam, Sirajul; Jamal, Ahmed A. Banglapedia: National Encyclopedia of Bangladesh (Second ed.). Asiatic Society of Bangladesh.
  5. "A Historical Perspective of Urdu". National Council for Promotion of Urdu language. Archived from the original on 11 June 2007. Retrieved 2007-06-15.
  6. Bhattacharya, T (2001). "Bangla". In Garry, J.; Rubino, C. Encyclopedia of World's Languages: Past and Present (Facts About the World's Languages). New York: HW Wilson. ISBN 0-8242-0970-2.
  7. Rahman, Tariq (February 1997). "The Urdu-English Controversy in Pakistan". Modern Asian Studies. Cambridge University Press. 31 (1): 177–207. doi:10.1017/S0026749X00016978. ISSN 1469-8099. JSTOR 312861.
  8. ۸٫۰۰ ۸٫۰۱ ۸٫۰۲ ۸٫۰۳ ۸٫۰۴ ۸٫۰۵ ۸٫۰۶ ۸٫۰۷ ۸٫۰۸ ۸٫۰۹ ۸٫۱۰ ۸٫۱۱ ۸٫۱۲ ۸٫۱۳ ۸٫۱۴ ۸٫۱۵ Al Helal, Bashir (2012). "Language Movement". In Islam, Sirajul; Jamal, Ahmed A. Banglapedia: National Encyclopedia of Bangladesh (Second ed.). Asiatic Society of Bangladesh. Archived from the original on 7 March 2016.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ ۹٫۴ ۹٫۵ Oldenburg, Philip (August 1985). ""A Place Insufficiently Imagined": Language, Belief, and the Pakistan Crisis of 1971". The Journal of Asian Studies. Association for Asian Studies. 44 (4): 711–733. doi:10.2307/2056443. ISSN 0021-9118. JSTOR 2056443.
  10. Jabeen, Mussarat; Chandio, Amir Ali; Qasim, Zarina (2010). "Language Controversy: Impacts on National Politics and Secession of East Pakistan". South Asian Studies: A Research Journal of South Asian Studies. 25 (1): 99–124.
  11. Umar 1979, p. 35
  12. Al Helal 2003, pp. 227–28
  13. Umar 1979, pp. 30–32
  14. Ekusher Shongkolon '80 (به بنگالی). Dhaka: Bangla Academy. 1980. pp. 102–103.
  15. Rahman, Hasan Hafizur (1982). Bangladesher Swadhinotajuddher Dolilpotro. Ministry of Information, People's Republic of Bangladesh.
  16. "NATIONAL CONSOLIDATION". Archived from the original on 21 May 2014. Retrieved 21 May 2014.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ ۱۷٫۳ ۱۷٫۴ Al Helal 2003, pp. 263–265
  18. Choudhury, G. W. (April 1972). "Bangladesh: Why It Happened". International Affairs. Royal Institute of International Affairs. 48 (2): 242–249. doi:10.2307/2613440. ISSN 0020-5850. JSTOR 2613440.
  19. Umar 2004, p. 34
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ ۲۰٫۳ Uddin 2006, pp. 3–16, 120–124
  21. R. Upadhyay (7 April 2007). "De-Pakistanisation of Bangladesh". Bangladesh Monitor, South Asia Analysis Group. Archived from the original on 11 June 2007. Retrieved 2007-06-16.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۲۲٫۲ ۲۲٫۳ James Heitzman; Robert Worden, eds. (1989). "Pakistan Period (1947–71)". Bangladesh: A Country Study. Government Printing Office, Country Studies US. ISBN 0-16-017720-0. Retrieved 2007-06-16.
  23. Sayeed, Khalid Bin (September 1954). "Federalism and Pakistan". Far Eastern Survey. Institute of Pacific Relations. 23 (9): 139–143. doi:10.1525/as.1954.23.9.01p0920l. ISSN 0362-8949. JSTOR 3023818.
  24. Umar 2004, p. 35
  25. Mandal, Ranita (24 June 2002). "Chapter 4: Other Activities". Muhammad Shahidullah & His Contribution To Bengali Linguistics. Central Institute of Indian Languages, Mysore, India. Retrieved 2007-06-23.
  26. The Azad. 24 May 1950. Missing or empty |title= (help)
  27. Umar 2004, pp. 192–193
  28. "Dhaka Medical College Hostel Prangone Chatro Shomabesher Upor Policer Guliborshon. Bishwabidyalayer Tinjon Chatroshoho Char Bekti Nihoto O Shotero Bekti Ahoto". The Azad (به بنگالی). 22 February 1952.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ Al Helal 2003, pp. 377–393
  30. "Banglake Pakistaner Onnotomo Rashtrabhasa Korar Jonno Purbobongo Babostha Porishoder Shoparesh. Shukrobar Shohorer Obosthar Aaro Obonoti: Shorkar Kortrik Shamorik Bahini Tolob. Police O Shenader Gulite Charjon Nihoto O Shotadhik Ahoto: Shatghontar Jonno Curfew Jari. Shohidder Smritir Proti Sroddha Gyaponarthay Shotosfurto Hartal Palan". The Azad (به بنگالی). 23 February 1952.
  31. Al Helal 2003, p. 483
  32. "IT'S TRUE!". The Daily Star. 2015-02-21. Retrieved 2018-01-29.
  33. Rafique, Ahmed. "Shaheed Minar". en.banglapedia.org. Banglapedia. Retrieved 2018-01-29.
  34. Umar 2004, p. 218
  35. Umar 1979, pp. 417–418
  36. Al Helal 2003, pp. 515–523
  37. Al Helal 2003, pp. 546–552
  38. "History of Bangladesh". Discovery Bangladesh. Archived from the original on 2007-06-09. Retrieved 2007-06-21.
  39. Rahman, Tariq (September 1997). "Language and Ethnicity in Pakistan". Asian Survey. University of California Press. 37 (9): 833–839. doi:10.1525/as.1997.37.9.01p02786. ISSN 0004-4687. JSTOR 2645700.
  40. Al Helal 2003, pp. 604–609
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ Al Helal 2003, pp. 600–603
  42. The Azad. 22 April 1954. Missing or empty |title= (help)
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ ۴۳٫۲ "UF elections victory". Chronicles of Pakistan. Archived from the original on 18 January 2012. Retrieved 11 December 2011.
  44. Al Helal, Bashir (2012). "Bangla Academy". In Islam, Sirajul; Jamal, Ahmed A. Banglapedia: National Encyclopedia of Bangladesh (Second ed.). Asiatic Society of Bangladesh.
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ ۴۵٫۲ Al Helal 2003, pp. 608–613
  46. "Gambhirjopurno Poribeshay Shaheed Dibosh Utjapon". Weekly Notun Khobor (به بنگالی). 26 February 1956.
  47. Lambert, Richard D. (April 1959). "Factors in Bengali Regionalism in Pakistan". Far Eastern Survey. Institute of Pacific Relations. 28 (4): 49–58. doi:10.1525/as.1959.28.4.01p1259x. ISSN 0362-8949. JSTOR 3024111.
  48. Sarkar, Gautam (20 May 2008). "Court route for language status". The Telegraph. Calcutta.
  49. Khan, Sanjida (2012). "National Awards". In Islam, Sirajul; Jamal, Ahmed A. Banglapedia: National Encyclopedia of Bangladesh (Second ed.). Asiatic Society of Bangladesh.
  50. Aminzade, Ronald; Douglas McAdam; Charles Tilly (17 September 2001). "Emotions and Contentious Politics". Silence and Voice in the Study of Contentious Politics. Cambridge: Cambridge University Press. p. 42. ISBN 0-521-00155-2. Retrieved 2007-06-24.
  51. Islam, Rafiqul (2000). Amar Ekushey O Shaheed Minar (به بنگالی). Dhaka: Poroma. pp. 62–85. ISBN 984-8245-39-1.
  52. Imam, Jahanara (1986). Ekattorer Dingulee (به بنگالی). Dhaka: Shondhani Prokashani. p. 44. ISBN 984-480-000-5.
  53. "International Mother Language Day – Background and Adoption of the Resolution". Government of Bangladesh. Archived from the original on 20 May 2007. Retrieved 2007-06-21.

منابع[ویرایش]

برای مطالعهٔ بیشتر[ویرایش]

  • Anwar S. Dil (2000). Bengali language movement to Bangladesh. Ferozsons. ISBN 978-969-0-01577-8.
  • Robert S. Stern (2000). Democracy and Dictatorship in South Asia: Dominant Classes and Political Outcomes in India, Pakistan, and Bangladesh. Praeger Publishers. ISBN 978-0-275-97041-3.
  • Syed Manzoorul Islam (1994). Essays on Ekushey: The Language Movement 1952. Bangla Academy. ISBN 984-07-2968-3.

پیوند به بیرون[ویرایش]



This page is based on a Wikipedia article written by contributors (read/edit).
Text is available under the CC BY-SA 4.0 license; additional terms may apply.
Images, videos and audio are available under their respective licenses.

Destek